الشيخ فاضل اللنكراني

153

اخلاق فاضل (فارسى)

در تحف‌العقول روايتى از حضرت سجاد ( ع ) در بارهء زهد نقل شده است كه حضرت مىفرمايد : اگر كسى در رابطه با مسائل دنيا ، از شبيخون قدرتهاى حاكم غير اسلامى يا قدرتهاى جائر ، همواره بيمناك باشد اين حالت بيم و هراس او را در چه شرايطى قرارمى دهد ؟ ! آيا خواب به چشم چنين انسانى مىآيد ؟ ! و آيا مىتواند به استراحت بپردازد ؟ ! آيا مىتواند از غذاها و آشاميدنىها به اندازهء كافى با ميل و رغبت استفاده كند ؟ يا اين‌كه همواره پريشان بوده و فكرش آشفته است ؟ ! گاه پيش مىآيد كه انسان مشغول غذا خوردن است اما فكرش صد در صد مشغول جاى ديگر است و اصلًا متوجه نيست كه چه مىكند ! اگرچه طبق عادت دست به طرف سفره دراز كرده ، لقمه‌اى برمىدارد و در دهان گذاشته و مشغول جويدن مىشود ، اما همهء اين كارها با اراده هاى ارتكازى تحقق پيدا مىكند بدون اين‌كه توجّهى به آن داشته باشد . كسى كه در حالت خوف از شبيخون دشمن باشد واقعاً چنين حالتى دارد . من به ياد دارم كه در همين شهر قم ، در ايامى كه مبارزه شدت پيدا كرده بود ، من و دوستانم همه در خوف و مخاطره بوديم ، من به ياد ندارم كه در آن ايام ، شبى را تا صبح بدون اضطراب خوابيده باشم ، براى اين‌كه هر لحظه احتمال مىداديم مأمورين ساواك از ديوار منزل بالا آمده و ما را دستگير كنند ، حتّى اگر صداى مختصرى را مىشنيديم ، تصور مىكرديم مأموران وارد منزل شده‌اند و براى دستگيرى من يا امثال من آماده هستند . حضرت سجاد ( ع ) مىفرمايد : كسى كه در خوف از شبيخون قدرت جائر ، چنين حالتى دارد ، چرا از شبيخون خداوند متعال خوف و وحشت ندارد ؟ ! شبيخونِ دشمن ، راه فرار و مبارزه دارد و احتمال عدم موفقيت دشمن در آن داده مىشود . ممكن است وقتى مىخواهد از پشت بام پايين بيايد ، بيفتد و پايش بشكند ؛ اما شبيخون الهى كه راه فرار ندارد ، اگر خداوند مأمور خود « عزرائيل » را براى قبض